|
     
* غضنفر مشغول شستن ماشينش بود. ازش پرسيدند : چرا از پلاك ماشين شروع كردي؟ جواب داد : آخه دفعه قبل كه ماشينو مي شستم، وقتي به پلاكش رسيدم، ديدم ماشين خودم نيست 
* يك روزتركه ميخواسته با ماشين همراه دوست دخترش بره بيرون. به دوست دخترش ميگه من ميام جلوت، تو بگو دربست. دوست دختره يادش ميره، اشتباهي ميگه مستقيم، بعد تركه ميگه مسيرم نميخوره 
* رشتيه ميره عسلويه كار كنه، زنش ماهي 2 ميليون براش ميفرسته 
* غضنفر تو جاده داشته رانندگي ميكرده، يهو ميبينه يه كاميون داره از روبروش مياد، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نميگيره. رفيقشو صدا ميكنه ميگه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين 
* دوست رشتیه بهش می گه : چه بچه خوشگلی داری، می گه : حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار 
* ميگن توي اصفهان همه كانديداها براي اينكه صرفه جويي كنن، پوستر تبليغاتي چاپ نكرده بودن. هر روز از يه درختي آويزون مي شدن 
* غضنفر پسرش رو میفرسته ژیمناستیک، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت میکنه. یک روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان خرک استفاده میکنند 
* تركه زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه 2 تا پيتزا ميخواستم. پيتزا فروشي ميگه بنامه؟ تركه ميگه : خدا 
* رشتیه زنش زایمان میکنه با دستهگل میره بیمارستان، میگه : مادر شدنت مبارک، زنش میگه : ممنون امیدوارم تو هم یه روز پدر بشی 
* يه روز غضنفر ميره بانك تا چكش رو نقد كنه. بانكيه بهش ميگه چكه سيباس؟ غضنفر جواب ميده : نه! مال گردوهاي پارساله 
* بچۀ رشتیه از مادرش می پرسه، مامان این گردنبند قشنگ رو بزرگ رو بابا برات خریده؟ مامانش می گه : اگه به امید بابات نشسته بودم، الان تو روهم نداشتم  
* اصفهانيه تو خواب مي بينه به يه فقيره 1000 تومان داده. بلند مي شه مي گه: عجب كابوسي بود  
* تركه ميره جوراب فروشي به يارو ميگه يه جوراب ميخوام. فروشنده ميگه مردونه ؟ تركه دست ميده ميگه : مردونه 
* جشنواره فیلم های تخیلی رشت : - زن با وفا - شبی بی عباس آقا - خوش غیرت و سیمرغ بلورین به فیلم (پسری که یک پدر داشت) داده شد   
* غضنفر ميره پمپ بنزين باكشو پر مي كنه. ميگه : آقا چقدر شد. مأمورجايگاه ميگه : 450 تومان. طرف ميگه : آقا ببخشيد، شاه اومده ؟ يارو ميگه خر گازوئيل زدي  
* رفيق غضنفر باباش مرده بوده هي بي تابي ميكرده. دوستاش بهش ميگن برو دلداريش بده. ميره پيشش ميگه : ناپلون رو كه ميشناسي؟ اينهمه جنگ و فتوحات كرد آخرش مرد. انيشتن رو كه ميشناسي؟ اينهمه كشف و اختراع كرد آخرش مرد. باباي تو كه هيچ گهي نبود، تو اينقدر براش بي تابي ميكني  
* زنه رشتی مي خوره زمين مي گه : اوا جاذبه تو هم !!! 
* اگه گفتين تو رشت به روز پدر چي مي گن؟ يوم الشك 
* اصفهانيه داشته رو خودش آب يخ مي ريخته، ميگن : چرا اينجوري ميكني ؟ ميگه : مي خوام سرما بخورم. ميگن چرا ؟ ميگه آخه يه پنيسلين دارم، داره تاريخش ميگذره 
* يه رشتي بچه اش را مي اندازه بالا مي افته تو خونه همسايه ميگه مال بد بيخ ريش صاحبش 
* پسر از دختره می پرسه : ببخشيد اسم شما چيه ؟ دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثرياس و بعد از پسره اسمش را مي پرسه : پسر ميگه : گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه  
* به غضنفر ميگن : پسرت ركورد شكونده! غضنفر ميگه : غلط كرده، من كه پولشو نميدم  
* اصفهانيه ميره سربازي وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در واستادن! ميزنه زير گريه وميگه من طاقت دارم بگين چي شده ... باباش ميگه فلان فلان شده، چرا ريش تراشو با خودت برده بودي  
* رشتیه میره خواستگاری بهش میگن خونه هم داری؟ میگه رفقا گفتن زن از تو خونه از ما   
* رشتیه میره خونشون می بینه دخترش با یه پسره تو خونه تنهاس. میگه چشمم روشن حتماً از فردا سیگارم می کشی ؟
          |